۱) سینمای ایران از بدو شکل گیری تاثیری بسیار زیادی را از کشور هندوستان پذیرفت. بطوری که حتی فیلم های ابتدایی و خیلی ضعیف سینمای هند را در نسخه ای تحت عنوان فیلم فارسی می توانستید بیابید. اما این روند که تا حدود زیادی در عقب ماندگی سینمای ایران نقش داشت به یکباره عقب نشست تا متفکران و نابغه های فیلمسازی در ایران بتوانند برای کشور آبرو و حیثیتی را در این باره بدست آورند. این پیشرفت به قدری زیاد بود که حتی دست اندرکاران سینمای هندوستان نیز به این واقف بودند که دیگر در مقابل سینمای دیگر نقاط آسیا از جمله ایران حرفی برای گفتن ندارند. (در مورد کیفیت فیلم ها نه محبوبیت و فروش و حتی نقش آفرینان).
اما بگذارید در اینجا سری بزنیم به داستان قدیمی خرگوش و لاک پشت . بدنیست یک بار دیگر این قصه را مرور کنیم. خرگوش و لاک پشت قرار می گذارند که تا جنگل با هم مسابقه دهند. خرگوش که خیالش از بابت زودتر رسیدن راحته در بین راه چندین بار با کمال آرامش توقف می کنه و به گشت و گذار و استراحت می پردازه تا اینکه خوابش می بره و لاک پشت با پشتکار از خواب خرگوشی جناب خرگوش نهایت استفاده را می کنه و زودتر به مقصد می رسه. این داستان یک زمانی حکایت سینمای هند و سینمای ایران بود اما حالا قضیه کاملا برعکس شده در واقع و در حال حاضر دیگر کسی که در خواب خرگوشی است ماییم و کسی که چون لاک پشت آرام و زرنگ به راه ادامه داده است آنها.همیشه کارشناسان و سینماگران ایرانی، بالیوود را به دیده تحقیر نگریسته اند و فیلم های صنعت فیلمسازی (به این واژه دقت کنید) هند را در مقابل آثار ایرانی پوچ و ناچیز می شماردند (و می شمارند). شاید در گذشته این مطلب درست بوده اما اگر حالا به دور و بر خود نگاه کنیم در میابیم بیش از اینکه دیگران را تحقیر کرده ایم بر فیلم های خودمان برچسب بی محتوایی چسبانده ایم.
کافی است در این چندسال اخیر به خصوص در ۵ سال گذشته نگاهی کوتاه به فیلم های دوکشور در زمینه های مختلف بیاندازیم تا دریابم که چگونه غرور و خودبینی ما جایگاه سینمای کشور را تنزل داده بطوری که در حال حاضر به سختی فیلمی پیدا می کنیم تا با پز دادن به آن به رقبای آسیایی ( نه تمام دنیا) ثابت کنیم هنوز هستیم و نفس می کشیم.
غرض از نوشتن این مطالب آشنا شدن بیشتر مخاطبان با فاصله میان ایران و یکی از کشورهای صاحب سینمای آسیا یعنی هندوستان است. هندوستان را از این جهت انتخاب کردم چون که همیشه فیلم هایش را در سطح پایین تری نسبت به فیلم های خودمان قرار دادیم و البته مهم تر از آن جایگاه این فیلم های بالیوودی در بین مخاطبان ایرانی است.
۲ ) کشتن مرغ مقلد اگر از این بگذریم که بالیوود عظیم ترین تولید کننده فیلم دنیاست و رقیب آسیایی نیز در زمینه پولسازی صنعت سینما برای خود نمی بیند، تاملی کوتاه در فیلم های اخیرش نشان می دهد که نه تنها از آن حالت پوچ و بی معنی چند دهه اخیر خود رهایی یافته بلکه جهتی متفاوت در راستای برنامه ریزی های قوی و کم نظیر مسئولین حوزه خود برداشته است. سینمایی که تمام داستان فیلم هایش به چند آواز بی سرو ته و اکشن های غیرواقعی خلاصه می شد حالا راهی را در پیش گرفته که احترام بزرگان سینما را برانگیخته است. خوب بدیهی است کشوری که سالیانه بیش از ۹۰۰ فیلم تولید می کند و از یک روند از هم گسیخته قدم به راه درست برداشته حضور چندصد فیلم ضعیف نیز دور از انتظار نخواهد بود.
به سینمای کشورمان برگردیم. نوع سینمای بعد از انقلاب که به نوعی استارتش از اوایل دهه ۵۰ خورده بود با کمال تعجب دیگران به سرعت شروع به پوشش دادن سلیقه های متفاوت آحاد جامعه شد. در این بین حضور فیلمسازان بزرگ و فیلم های درخشان سینمای ایران را در سطح آسیا مورد توجه جشنواره های مختلف قرار داد و جوایز بسیاری را برایش به ارمغان آورد. سینمای ایران راه صعودی را طی می کرد و برای به دست آوردن این سرمایه با ارزش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد. اما عجب که روند تند و پرشتاب سینمای کشور به یکباره متوقف شد. به دلایلی به این اتفاق زیاد نمی پردازیم اما آنقدر وضع سینمای ایران تاسف انگیز شد که حتی جشنواره های معتبری مثل کن حاضر به شرکت این سینما در بخش مسابقه نشدند...
۳ ) نقش مخاطب در یک جایی خوندم که فیلم «جوم برابر جوم» اکران تابستان سینمای هند با توجه به اینکه از بازیگران بزرگی سود می برد ( از جمله بابی دئول و آبیشک باچان) در هفته اول در صدر گیشه بالیوود ایستاد اما به یکباره در هفته دوم با یک سقوط ۸۰ درصدی روبرو شد و در هفته های بعدی بکلی شکست خورد. به نظر شما دلیل این اتفاق چه می تواند باشد؟ طبیعی است که شعور مخاطب روشن ترین دلیل شکست این فیلم است. مخاطبان عنوان کرده بودندکه فیلم موضوع ساده و پیش و پا افتاده ای داشته و برای همین توجه آنها را جلب نکرده است. پر واضح است که حضور ستارگان فیلم باعث حضور تماشاچی شده اما وقتی کار بی کیفیتی را مشاهده کرده است دیگر سوپراستارهای سینما هم نتوانسته اند موفقیتی برای فیلم بدست بیاورند. این موضوع وقتی اهمیت می یابد که بدانید در دهه های گذشته معمولا فیلم های سینمای هند فقط بر روی حضور ستاره ها و نه داستان فیلم پر فروش یا کم فروش می شدند. اتفاقی که دقیقا دارد برای سینمای ما می افتد. تماشاچی حاضر است یک فیلم بی محتوا از آقای X را تماشا کند یا چندین بار برای دیدن فلان فیلم غیر قابل تحمل، در صف سالن های سینما بایستد اما به هیچ عنوان حاضر نیست فیلمی هرچند مستحکم و خوب را بدون حضور ستاره ی محبوبش پول بدهد و تماشا کند. خوب مشخص است که ما دقیقا در وضعیت دو دهه گذشته بالیوودی قرار داریم که برای ما تعجب انگیز است چرا طرفداران پر و پاقرصی در ایران دارد.
۴ ) سینمای اکشن اگر به لیست فیلم های برتر سال ۲۰۰۷ سینمای هند نگاهی بیاندازید متوجه می شوید که چندین فیلم اکشن در میان کاندیدا قرار دارند.
از جمله آنها فیلم های کریش و دووم ۲ را می توان نام برد. این فیلم ها به فروش بسیار بالایی در اکرانشان دست یافتند. خوب این مسئله کاملا طبیعی و قابل پیش بینی بود چون از ستارگان بزرگی سود می بردند. اما نکته قابل بحث درباره آنها تفاوتشان با دیگر کارهای گذشته این سینما بود. کریش علمی تخیلی بود که به سبک فیلم های هالیوودی و نه به تقلید صرف از آنها داستان مردی با نیروهای عجیب را روایت می کرد. جلوه های بصری این فیلم بی اندازه بالاتر از سطح آسیا بود و مطمئنا قدمی رو به جلو محسوب می شد. فیلم دووم ۲ نیز که ادامه قسمت اول فیلمی به همین نام بود نیز دارای صحنه های اکشن بسیار قوی بود به طوری که «الان امین» طراح حرکات اکشن آن از جشنواره های معتبر آمریکا موفق به کسب جایزه اصلی جلوه های ویژه شد. مخاطب ایرانی اگر به تماشای این فیلم ها بنشیند و آنها را در کنار کارهای خنده دار بالیوود قرار دهد به راحتی می تواند تشخیص می دهد که سرمایه گذاری بر روی سینما درست مانند هر صنعت دیگری چه نتایجی را می تواند به دنبال داشته باشد؟ چون دیگر با یک تیر چندین نفر کشته نمی شوند و داستان فیلم ها نیز پیش پا افتاده نیستند. فکر کنم همین دلایل کافی باشد تا به آنها به دیده احترام نگاه کنند.
شاید جالب باشد که در کشور خودمان هیچ نشانی از سینمای هیجان انگیز و اکشن نمی بینیم و در واقع نسل این ژانر در کشور ما کاملا منقرض شده.(خوب تعجبی هم نیست. وقتی مخاطبان برای فیلم هایی مثل کلاغ پر و مهمان سر و دست می شکنند چرا باید تهیه کننده صابون تولید چنین فیلم هایی را به تنش بمالد؟) البته بعضا کارهایی از سوی فخیم زاده دیده شده که خوب تعداد آنها حتی به تعداد انگشتان یک دست نیز نمی شود. شاید زمانیکه جمشید هاشم پور به تنهایی گیشه ها را فتح می کرد و نقش یک ماچوی دوست داشتنی را برای ما بازی می کرد ( کاری که بازیگرانی مثل سانی دئول و اکشی کومار برای بالیوود می کنند) ما در این که چرا اکثر فیلم های او بی کیفیت هستند فکر نکردیم و در نهایت با انتخاب های غلط باعث حذف او و این ژانر شدیم.
۵ ) گاهی خوشی گاهی غم البته که سینما گاهی روی خوش به دست اندرکاران نشان می دهد و گاهی هم روی بد اما چرا از الان به فکر این نباشیم که با تولید فیلم های پویا دوباره جایگاه خودمان را باز گردانیم. این که همش به گذشته سینمایمان پز دهیم چیزی بدی نیست اما با وضعیت قرمز حال چه کنیم؟
به قول فتحعلی اویسی در سریال بدون شرح: بحران دارد جلوی ما قدم می زند! بگذارید سر راست بگویم که ما الان داریم فیلم هندی بی سر و ته تولید می کنیم و آنها دارند با الگو از هالیوود ( درست یا نادرست) دست به کارهای بزرگی می زنند. سایت آفتاب ۲۸/۹/۸۶